دكتر عقيقى بخشايشي
438
چهارده نور پاك ( فارسي )
منبر مى سازد و آن وقت روى آن مى نشيند و خطابه ايراد مىكند . مادر از طرز أداى سخن او سخت خوشحال و شادمان است و مى گويد : " به ! به ! چه خوب حرف مى زنى ، و چه نيكو پروردگار خود را ستايش و توصيف مى نمايى ؟ و چه فصيح و بليغ به سخن مى پردازى ؟ در اثر تشويق مادر حسن هر روز شيرين تر و لطيف تر از روز پيشين ، سخنرانى مىكند و گفتههاى رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را كه در مسجد ايراد كرده است در خانه بازگو و تكرار مى نمايد . . . ولى جز مادر و خواهر و برادر كسى از اين سخنرانيها آگاهى ندارد " . روزى فاطمه مطلب را به همسرش على ( عليه السلام ) تعريف مىكند و مى گويد دوست نمى دارى پاى سخن و منبر فرزندت بنشينى ؟ على ( عليه السلام ) مى فرمايد چگونه دوست ندارم ؟ على فردا موقع سخنرانى در گوشه اى خود را پنهان مى سازد تا به سخنان دلبندش گوش فرا دهد . امام حسن ( عليه السلام ) بر عرش منبر قرار مى گيرد ، ولى با لكنت زبان رو به رو مىشود و نمى تواند درست اداى كلمات نمايد : مادر چه شده است كه امروز با لكنت صحبت مى كنى ؟ تو كه زبانى روان همچون شمشير برنده داشتى ؟ حسن پس از مكث كوتاهى مى گويد : احساس مى كنم : روح بزرگ و شخصيت وارسته اى به سخنانم گوش فرا مىدهد من در برابر عظمت او از سخنانم باز ايستادم . . . " ( 1 ) . در اينجا على ( عليه السلام ) از پشت پرده در مى آيد وحسن را به آغوش مى كشد و تشويق و تمجيد فراوان به عمل مى آورد . عصر زندگى او عصر زندگى امام حسن مجتبى ( عليه السلام ) را به سه مرحله مى توان تقسيم نمود كه هر سه مرحله ، خصوصيات و ويژگىهاى خاص خود را دارد : 1 . امام ( عليه السلام ) در عهد نبوى ( عليه السلام ) . 2 . امام ( عليه السلام ) در عهد علوى ( عليه السلام ) .
--> 1 . قل بيانى و كل لسانى ، لعل سيدا يرعانى - محدث قمى ، سفينة البحار ج 1 ، ص 254 .